الشيخ أبو الفتوح الرازي

9

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

خداى تعالى . و اگر تعليق « لام » كنند به « جعلنا » « لام » لام غرض نباشد ، « لام » عاقبت باشد ، و اين قول زجّاج و ابو القاسم بلخى است ، و قول اوّل اوليتر است براى آن كه كلام با او بر ظاهر خود مىماند ، و جبّائى گفت : « لام » امر مغايبه است و معنى تهديد ، چنان كه : اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ ( 1 ) ، و اين خطاست براى آن كه آن « لام » جزم [ 106 - ر ] فعل كند ، و اين جا فعل مجزوم نيست اگر « لام » امر بودى ، و « لتصغ » بايستى ، و كنايه في قوله : * ( وَلِيَرْضَوْه ) * ، راجع است با زخرف القول ، و القرف الكسب ، و الاقتراف الاكتساب ، و القرف القشر ، و القرف القذف ، يقال : قرفه بكذا اذا رماه به و طعنه به . و اصل او از قرف قشر است ، و اقترف الكذب اى افتراه ( 2 ) ، قال الشّاعر ( 3 ) : اعيا اقتراف الكذب المقروف تقوى التّقى و عفّة العفيف قوله : أ فغير اللَّه ابتغي حكما ، خداى تعالى فرمود رسولش را كه : بگو اين كافران را كه جز خداى حاكمى طلب خواهم كردن ؟ بر لفظ استفهام و معنى انكار . و « غير » ، منصوب است بر فعلى محذوف كه اين فعل ظاهر ، او را تعبير ( 4 ) مىكند ، و التّقدير : ابتغي غير اللَّه ابتغي حكما ، و براى اين ( 5 ) فعل را تأخير كرد كه استفهام صدر كلام باشد ، و حكم و حاكم يكى باشد ، و گفته‌اند : حكم از حاكم بليغتر است ، و گفته‌اند : حكم آن باشد كه حكم جز به حق نكند ( 6 ) و حاكم حكم هم به حق كند و هم به ناحق ، و معنى آيت تقريع و ملامت ايشان است بر آن كه توقّع كردند كه رسول با ايشان بسازد بر حكمى كه ايشان كنند رضا دهد . * ( وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ ) * ، « واو » حال است ، و او آن خداست كه كتاب بر شما ( 7 ) فرو فرستاد به تفصيل ، و كتاب را وصف كرد به آن كه مفصّل است يعنى مبيّن و مشروح ، در او اشتباه و التباس نيست ، چنان كه گفت :

--> ( 1 ) . سورهء فصّلت ( 41 ) آيهء 40 . ( 2 ) . مج ، وز : اقتراه . ( 3 ) . مج ، وز ، مل شعر . ( 4 ) . مج ، وز ، مل ، لت : تفسير . ( 5 ) . مج ، وز ، مل : آن . ( 6 ) . اساس ، آج ، لب : نكنند ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 7 ) . اساس ، آج ، لب ، بم ، آف : تو ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد .